ادبیات و شعر

ادبیات و شعر

ادبیات آینه تمام نمای انسان هاست و به نوعی کهن ترین هنر نوع بشر است، این هنر مبنای تمام عیاری برای بسیاری از هنرهای نمایشی است ولی این هنر تبلوری درخشان در فرهنگ و غنای پارسی زبانان دارد و شیفتگانی در سراسر دنیا دارد

بررسی تطبیقی نمایشنامه اودیپ اثر سوفوکل و اویدیپیوس نوشته سنکا

بررسی تطبیقی نمایشنامه اودیپ اثر سوفوکل و اویدیپیوس نوشته سنکا

ادبیات و شعر - 1397/12/26

از منظر روایت کلان این دو نمایشنامه در دو گونه متفاوت خودگویی (دایجسیس) و محاکاتی ( مایمسیس)   قرار می گیرند هر چند که در هر کدام تلفیقی از این دو گونه نیز مشهود است .گونه روایت اودیپ ِ سنکا بر مبنای توصیف گری و تفسیر بنا شده این گونه روایت عمدتا در خودگویی کاراکتر ها از وقایع نمودار می شود در حالی که روایت اودیپ سوفوکل بر پایه محاکات و عمل دراماتیک شکل گرفته .راوی و کنشگر در روایت اودیپ۹عمدتا همسان هستند و در روایت سنکا این دو از هم جدا می شوند‌( نا همسان)   . به همین جهت متن اودیپ سنکا وجه داستانی و توصیف گرایانه تری از اودیپ سوفوکل  دارد ولی بار نمایشی آن برای اجرا کمتر از اودیپ سوفوکل است . بلاغت و سخنوری و شرح وقایع بیرونی با انباشتی از اسامی و ارجاعات بیرونی ادبیت متن را در اولویت قرار می دهد . گویی که این متن جهت قرائت برای اشخاصی ویژه در موقعیت زمانی خاصی و با هدفمندی از پیش تعیین شده ای  نوشته شده .

روایت سنکا بیشتر بار گذشته را به دوش می کشد و زمان حال ( که مختص درام است ) در ان از حضور کمتری برخوردار است . رمزگونگی و استعارات موجود در متن نیز شاهد همین مدعاست . سویه هایی که در اودیپ سوفوکل از پیکره نمایش حذف شده در نمایش سنکا به دقت و تفصیل بیان شده است  به عنوان نمونه . شرح مفصل وقایع معبد دلفی از زبان کرئون یا روایت ترزیاس از قربانی کردن گاو نر سفید و ماده گوساله باکره و همچنین وقایع متقدمی  که در نمایشنامه سوفوکل در حد اشاره توسط همسرایان بیان می شود ولی در نمایش سنکا به عنوان بخشی از پلات داستانی عنوان می شود .  نقش همسرایان در نمایشنامه  سوفوکل  نقشی افشا گر و پیش برنده دارد و در نمایش سنکا بستری برای توصیف و تفسیر و دادن اطلاعات و ارجاعت بیرونی است . پلات داستانی نیز تفاوت های عمده ای با هم دارد حضور یوکاسته همسر اودیپ در ابتدای نمایشنامه سنکا بر خلاف نمایش سوفوکل که در میانه داستان وارد می شود و همچنین شیوه اطلاع رسانی واقعه به اودیپ و تعویض نقش  کرئون و تریزیاس به عنوان اعلام گر خبر و حتی شک و تردید اودیپ به ترزیاس به عنوان محرک کرئون در نمایش سنکا و همین شک به کرئون در نمایش سوفوکل . وجه رازگونه و چیستانی در متن سنکا پر رنگ تر از اودیپ است حتی این را در شرح و تفضیل ماجرای حل معمای فوکیس توسط اودیپ می خوانیم . استعاره سه راهی که اودیپ در آن پدرش را به قتل می رساند نیز استعاره ای است که با چیستان حل معمای فونیکس و چیستان کیستی قاتل پدر اودیپ در تناظری محتوایی است به همین جهت روایت اودیپ سنکا به شدت درونی و کاوشگرانه است در حالی که روایت اودیپ سوفوکل به شدت بیرونی است .

در پایان  نیز سنکا روایت دیگری از چگونگی مرگ یوکاسته و اودیپ دارد یوکساته و اودیپ در پایان نمایش دیالوگی با هم برقرار می کنند که در نمایشنامه سوفوکل موجود نیست حتی شیوه  مرگ اودیپ در اثر سوفوکل باز هم با روایتی محاکاتی شکل می گیرد نه با توضیح و تفسیر پیک . شاید به همین جهت بار عاطفی بیشتری را برانگیخته می کند در روایت سنکا خبری از مرگ اودیپ با سنجاق های پیراهن یوکاسته نیست بلکه ما با واگویه های اودیپ رو به رو هستیم نه با شرح عمل او .  از منظر شخصیت پردازی نیز اودیپ سوفوکل بسیار کنجکاو و پرسشگر است و این وجه بسیار در او عینی و بیرونی است در حالیکه اودیپ سنکا دائما باری از تردید و انکار را با خود به دوش می کشد و دور تا دور  او هاله ای از سیاهی و ابهام موج می زند . اودیپ در نمایشنامه سوفوکل شخصیتی مقتدر پرخاشگر و جویای حقیقت است در حالی که در نمایشنامه سوفوکل با اضمحلال و تردید درونی مواجه است حتی در ورودی نمایش نیزاین تخریب درونی و تردید از واقعه ای ناگوار در تک گویی او متبلور  است . تقلیل اقتدار اودیپ موجب شده شخصیت کرئون  در روایت سنکا به اقتدار و کنش بیشتری نسبت به کرئون در روایت سوفوکل برسد . این انفعال در شخصیت یوکاسته مسیری عکس را طی میکند در روایت سنکا یوکاسته نقش باز دارنده کمتری دارد و منفعل تر از روایت سوفوکل عمل میکند .

نمودار روایی اودیپ سوفوکل کاملا از منطق ارسطویی تبعیت می کند ولی روایت سنکا از همان ابتداروایت را درگیر یک نمودار سینوسی متناوب می کند به همین جهت کوبش اوج داستان در آن به تردید ها و آشوب های مداوم تبدیل می شود گویی که اوج داستان  در پیکره اثر تقسیط شده . بطور کلی میتوان متن سنکا را متنی توصیفی و  بیانگر نامید و متن سوفوکل را متنی  اجرایی و  عمل گرا .

سنکا میراث دار سنت شاعرانگی و بلاغت است و متاثر از ویرژیل و هوراس و لوکریتیوس .. بدیهی است که متن او همگام با تاثیر از زمینه های سیاسی وجهی شاعرانه و توصیف گر به خود بگیرد . و شرح عمل تراژیک به توصیف خشونت باری از رخداد تراژیک مبدل شود .

بررسی کتاب افسانه های تبای اثر سوفوکلس


رضا افشاری
رضا افشاری
رضا افشاری متولد هفده مرداد سال یکهزار و سیصد و پنجاه و هشت در تهران است وی دانش آموخته ادبیات نمایشی از دانشگاه هنر و معماری است و در حوزه های : شعر ، ادبیات داستانی /ادبیات دراماتیک فعالیت می کند.

برچسب ها :

نمایش، ادیپ، ادیپوس، سنکا، سوفوکل، ادیپ شهریار، رضا افشاری


شاید به موارد زیر نیز علاقه مند باشید :)


خاستگاه آگاهی در فروپاشی ذهن دو جایگاهی

98/05/11

خاستگاه آگاهی در فروپاشی ذهن دو جایگاهی
ادامه مطلب
طنز خنده متفکر

98/05/07

طنز خنده متفکر
ادامه مطلب

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده، شما اولین نفر باشید

نظر شما درباره این پست

 
   
 

تئاتر اجازه دارم جیغ بکشم جدیدترین پروژه گروه اسپرودیزاین از 6 فروردین 1398 به روی صحنه خواهد رفت

تهران بهار شمالی,
تقاطع ایثار و جوادنیا پلاک 40