ادبیات و شعر

ادبیات و شعر

ادبیات آینه تمام نمای انسان هاست و به نوعی کهن ترین هنر نوع بشر است، این هنر مبنای تمام عیاری برای بسیاری از هنرهای نمایشی است ولی این هنر تبلوری درخشان در فرهنگ و غنای پارسی زبانان دارد و شیفتگانی در سراسر دنیا دارد

نشانه های نمایشی  در منظومه موش و گربه عبید زاکانی

نشانه های نمایشی در منظومه موش و گربه عبید زاکانی

ادبیات و شعر - 1398/01/04

خالق اثر : خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی معروف به عبید زاکانی شاعر و نویسندهٔ طنزپرداز فارسی‌زبان قرن هشتم هجری است که طبق قراین موجود در اواخر قرن هفتم یا اوایل قرن هشتم ه.ق. در یکی از توابع قزوین چشم به جهان گشود.

خلاصه داستان : در شهر کرمان گربه ای پلنگ آسا و ددخو برای شکار به میخانه می رود و موشی را که از فرط مستی و لایعقلی برایش رجز میخواند شکار میکند ،سپس به مسجد می رود وریاکارانه  توبه میکند .این خبر به گوش موشهای دیگر میرسد .چند نماینده از موش ها برای عرض ارادت  و دوستی با تحفه های الوان به پیشگاه گربه میایند اما گربه همه آنها را به چنگ و دندان می کشد سپس  بین لشکر موش ها و گربه جنگی عظیم در میگرد که فرجام آن از بین رفتن سپاه موشها توسط گربه  و گریز پادشاه آنان است .

دلیل انتخاب : بافت تمثیلی این اثر و نشانه های سیاسی و اجتماعی آن را می توان به دوره های مختلفی از تاریخ تعمیم داد و روایت های متعددی از آن را در دوره های مختلف تاریخی باز سازی کرد . (تاریخ مصرف ندارد ) روایت غافلگیر کننده داستان در میانه و پایان اثر، کنش های دراماتیک را فی نفسه در خود موجود دارد . از این داستان می توان قرائت های بی شمار داشت .(تاویل پذیر است )  .  این اثر  قابلیت تبدیل شدن به یک نمایش عروسکی را نیز دارد .

استاد فرهاد ناظر زاده کرمانی در کتاب "در آمدی به نمایشنامه نویسی" اظهار می دارد : "در هنر نمایش هر هنری میتواند سهم و نقشی داشته باشد و به همین دلیل این هنر به اصطلاح (همسازگان کلان) مکرو –سیستم است  (سیستم کلان) و هر ساختمایه آن میکرو – سیستم یا (همسازگان خرد) است . بنا بر این سیستم کلان ، سازنده ساخت مایه های نمایشی است که به بیان تاتری منجر می شود . هنر نمایشی نیز همسازگانی است که از ساخت مایه ها ایجاد شده است ." ایشان این ساخت مایه ها را به ترتیب زیر طبقه بندی می کند :

  1. بازیگر 2ـ صحنه3ـ بازیگر افزار 4ـ جامگان نمایشی 5ـچهره آرایی 6ـ نورپردازی 7ـرنگ پردازی 8ـ زیست گاه نمایشی 9ـ کارویژه های کارگردانی 10 – سیماچه 11ـ موسیقی 12ـحرکت های موزون 13ـ سرود 14ـجلوه ترفند های دیداری شنیداری 15ـ تماشاگر

در جریان خوانش دراماتیک از یک  اثر باید به این ساخت مایه ها توجه داشت . تبدیل یک رمان یا یک منظومه  به یک نمایشنامه با کشف و پردازش این ساخت مایه ها میسر می شود . برای دگردیسی رمان یا منظومه  به یک نمایشنامه ابتدا باید این نشانه های تصویری را استخراج کرد و آنها را به عنوان مواد اولیه ساخت یک درام استفاده کرد . غرض از این یادداشت یافتن ساخت مایه های دراماتیک ( حسب طبقه بندی بالا ) در منظومه " موش و گربه " اثر عبید زاکانی است . از آنجایی که این منظومه اثری  تمثیلی  و معجز است شاید تمامی ساخت مایه های فوق را نتوان در آن یافت بلکه با بضاعت های دراماتیک موجود در این منظومه میتوان بسیاری از این ساخت مایه ها را (حسب قرائت  شخصی کارگردان)  به اثر اضافه کرد . زیرا این اثر بواسطه بافت تمثیلی خود امکان خوانش های بیشماری را به کارگردان می دهد از طرفی به دلیل اینکه این تمثیل در هیئت تشخص یافته حیوانات شکل گرفته امکان گونه های اجرایی توسط عروسک را نیز ممکن می سازد . فانتزی  موجود در اثر را می توان در نمایش کودک نیز با دخل و تصرفاتی به کار گرفت . به واسطه ساختار مقفی اثر حتی میتوان آن را تبدیل به نمایشی موزیکال کرد . حتی الامکان در این یادداشت سعی میشود مواردی که عینا ارجاع به متن دارند عنوان شود و از پیشنهاد برای چگونگی و قالب اجرا پرهیز شود زیرا که مقوله اجرا اتفاقی متاخر و متاثر از کشف و تحلیل نشانه های تصویری است که غرض این یادداشت نمی باشد .

برای تدوین و شفاف سازی نشانه های تصویری در ذیل هر کدام از ساخت مایه های فوق با شاهد مثالی از اثر ضمیمه می شود .

  1. بازیگر( شخصیت ها ) :

          شخصیت اصلی : گربه

         ویژگی ها : قدرتمند ،خشن ، قوی هیکل ،ریاکار،باهوش

از قضای فلک یکی گربه

بود چون اژدها به کرمانا

شکمش طبل و سینه‌اش چو سپر

شیر دم و پلنگ چنگانا

از غریوش به وقت غریدن

شیر درنده شد هراسانا

سر هر سفره چون نهادی پای

شیر از وی شدی گریزانا

×××

گربه آنموش را بکشت و بخورد

سوی مسجد شدی خرامانا

دست و رو را بشست و مسح کشید

ورد میخواند همچو ملانا

بار الها که توبه کردم من

ندرم موش را بدندانا

بهر این خون ناحق ای خلاق

من تصدق دهم دو من نانا

 

شخصیت محوری: موش

ویژگی ها : کوچک و ظریف ، سر به هوا و بی احتیاط، لایعقل ، مدعی و متوهم

ناگهان موشکی ز دیواری

جست بر خم می خروشانا

سر به خم برنهاد و می نوشید

مست شد همچو شیر غرانا

گفت کو گربه تا سرش بکنم

پوستش پر کنم ز کاهانا

گربه در پیش من چو سگ باشد

که شود روبرو بمیدانا

×××

ناگهان جست و موش را بگرفت

چون پلنگی شکار کوهانا

موش گفتا که من غلام توام

عفو کن بر من این گناهانا

مست بودم اگر گهی خوردم

گه فراوان خورند مستانا

گربه گفتا دروغ کمتر گوی

نخورم من فریب و مکرانا

 

شخصیت های فرعی : سیاهی لشکر موش ها و شاه موش ها و گربه ها

ویژگی لشکر موش ها : ساده لوح وخوش باور  

موشکی بود در پس منبر

زود برد این خبر بموشانا

مژدگانی که گربه تائب شد

زاهد و عابد و مسلمانا

بود در مسجد آن ستوده خصال

در نماز و نیاز و افغانا

این خبر چون رسید بر موشان

همه گشتند شاد و خندانا

هفت موش گزیده برجستند

هر یکی کدخدا و دهقانا

برگرفتند بهر گربه ز مهر

هر یکی تحفه‌های الوانا

آن یکی شیشهٔ شراب به کف

وان دگر بره‌های بریانا

آن یکی طشتکی پر از کشمش

وان دگر یک طبق ز خرمانا

ویژگی شاه موش ها : مقتدر ولی مدعی و رجز خوان ، انتقامجو

درد دل چون به شاه خود گفتند

شاه فرمود کای عزیزانا

من تلافی به گربه خواهم کرد

که شود داستان به دورانا

بعد یکهفته لشگری آراست

سیصد و سی هزار موشانا

همه با نیزه‌ها و تیر و کمان

همه با سیف‌های برانا

فوج‌های پیاده از یکسو

تیغ‌ها در میانه جولانا

چونکه جمع آوری لشگر شد

از خراسان و رشت و گیلانا

 

  1. بازیگر افزار :

نیزه و ادوات جنگی ، تیر و کمان ؛ شمشیر ( ارجاع به بیت های فوق )

  1. جامگان نمایشی :

میتواند لباس های مبدل موش و گربه باشد ( در نمایش عروسکی ) یا از سیماچه استفاده شود و یا لباس ها رمزگونه و سمبلیک انتخاب شود

  1. چهره آرایی :

برای گربه خشن با رنگ های تیره و متضاد  و برای موش ها رنگ های سرد و حالتی  ساده لوحانه و احمق ( حسب توضیحات شخصیت )

  1. نورپردازی :

 در قسمت هایی که کویر و کوهستان را نشان می دهد نور های طبیعی و شفاف در میخانه و مسجد نورهای تیره و خفیف

  1. زیست گاه نمایشی :

 

کرمان  ، فارس، کوهستان و کویر

از قضای فلک یکی گربه

بود چون اژدها به کرمانا

×××

لشگر گربه چون مهیا شد

داد فرمان به سوی میدانا

لشگر موشها ز راه کویر

لشگر گربه از کهستانا

در بیابان فارس هر دو سپاه

رزم دادند چون دلیرانا

 

  1. مکان :

میخانه ، مسجد،قصر شاه موش ها

روزی اندر شرابخانه شدی

از برای شکار موشانا

در پس خم می‌نمود کمین

همچو دزدی که در بیابانا

×××

گربه آنموش را بکشت و بخورد

سوی مسجد شدی خرامانا

×××

خاک بر سر کنان همی گفتند

ای دریغا رئیس موشانا

بعد از آن متفق شدند که ما

می‌رویم پای تخت سلطانا

 

8-زمان :

زمان داستانی :اشاره مستقیم به زمان نشده است ولی به لحاظ روایت خطی داستان می توان نیمی از داستان را در یک صبح تا غروب و بخش دیگر را در روز دیگر نشان داد .

زمان تقویمی : قرن هشتم هجری ، دوره ابواسحقی و آل مظفر ( این داستان را میتوان متاثر از زیست عبید زاکانی در این دوران اشفته به لحاظ اجتماعی و سیاسی تلقی کرد )

9-موسیقی :

با توجه به منظوم بودن اثر میتوان آن را به شکل موزیکال نیز اجرا کرد ،

10 ـ سرود و آواز :

تمام ابیات را میتوان در خلال اجرای نمایش در فرم نقالی و یا  روایت همزمان اجرا کرد.


رضا افشاری
رضا افشاری
رضا افشاری متولد هفده مرداد سال یکهزار و سیصد و پنجاه و هشت در تهران است وی دانش آموخته ادبیات نمایشی از دانشگاه هنر و معماری است و در حوزه های : شعر ، ادبیات داستانی /ادبیات دراماتیک فعالیت می کند.

برچسب ها :

منظومه، عبید زاکانی، ادبیات، شعر، نمایش، نمایشی


شاید به موارد زیر نیز علاقه مند باشید :)


نقد ارسطویی نمایشنامه آژاکس اثر سوفوکل

98/01/16

نقد ارسطویی نمایشنامه آژاکس اثر سوفوکل
ادامه مطلب
نقد نمایشنامه در انتظار گودو اثر ساموئل بکت

98/01/03

نقد نمایشنامه در انتظار گودو اثر ساموئل بکت
ادامه مطلب

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده، شما اولین نفر باشید

نظر شما درباره این پست

 
   
 

تئاتر اجازه دارم جیغ بکشم جدیدترین پروژه گروه اسپرودیزاین از 6 فروردین 1398 به روی صحنه خواهد رفت

تهران بهار شمالی,
تقاطع ایثار و جوادنیا پلاک 40