ادبیات و شعر

ادبیات و شعر

ادبیات آینه تمام نمای انسان هاست و به نوعی کهن ترین هنر نوع بشر است، این هنر مبنای تمام عیاری برای بسیاری از هنرهای نمایشی است ولی این هنر تبلوری درخشان در فرهنگ و غنای پارسی زبانان دارد و شیفتگانی در سراسر دنیا دارد

چکیده سه مفهوم بنیادین فلسفه نیچه

چکیده سه مفهوم بنیادین فلسفه نیچه

ادبیات و شعر - 1397/12/27

  • اراده معطوف به قدرت
  • بازگشت این همان جاودان
  • مفهوم ابر مرد

 

توضیح اختصاری ( اراده معطوف به قدرت )

 

 هر لطفی بار دار یک قدرت نمایی ناآگاهانه از طرف فاعل لطف است   و "مفعول لطف " مقهور  و  نه مشمول لطف  است . به عنوان مثال :  ما  اگر به گدایی هزار تومان کمک کنیم  پیشتر هزار و یک تومان لذت این کار را برده ایم و اگر آن  گدا لطف ما را نپذیرد  به اندازه هزار یک تومان مانور قدرت رو از ما  سلب کرده . فکر میکنم وجه قالب فلسفه نیچه همین بود که تا اخر عمر تن به هیچ لطف آشکاری نداد با تنش های زندگیش اخت شد و بیماری را  سد بده بستان نا موزون قدرت های پیرامونش کرد و با مالکیت شخصی جنون خود ، زندگی را  در معامله ای با قوه ی قاهره مرگ تاخت زد .وقتی کسی تو را  مقروض می کند  و داعیه دار طلب اش نمی شود  در دگردیسی «لطف» به «قدرت» به عنصر مجهولی تبدیل می شود  که تمام مفاهیم عاطفی رو به تشکیک می اندازد  . دیگر  باید کلمه "حقیقت " را  با میکروسکوپ بنویسم و با تلسکوپ رصد کنیم  . بعضی دیون انسانی  ارزش پس دادن ندارند  مانند  نشخوار قدرت  که  باید تا ابد در  معده نگاهشان  داشت . شاید به عنوان اخرین عنصر غیر قابل تجزیه باقی بمانند  . شاید بشود  به عنوان آخرین غنیمت یک جنازه از زندگی به آنها  بالید ٬ شاید .

 

توضیح اختصاری ( بازگشت این همان جاودان )

 

تک تک عواملی که باعث شده موجودیتی به اسم "شما" شکل بگیرد  رو مد نظر قرار دهید  . منظورم از انفجار بیگ بنگ تا کنون است  . فکر میکنید امکان ایجاد این "شمای" دوباره چه قدر است  ؟ یعنی یک بار دیگر  تمام عوامل از انفجار بزرگ تا کنون  عینا تکرار شود  تا موچودیت شما شکل بگیرد  ؟ قطعا ما محصول بیلیارد ها رخداد در کنار هم هستیم و امکان شکل گیری مجدد این رخداد ها بعد از مرگ ما چیزی نزدیک به صفر است  ولی صفر نیست .  به تعبیری دیگر : «تولید دوباره ما بعد از مرگ» ( مفهوم چیزی که عنوان شد  زندگی پس از مرگ نیست مفهوم آن  عینا تولید دوباره خود ما از هستی است )

 این احتمال ناچیز در قبال بی نهایت بودن ِ هستی , به یک قطعیت تبدیل می شود  . شفاف اینکه :  «هیچ احتمال نا چیزی نیست که در بی نهایت رخ ندهد  یعنی هر احتمالی ولو نزدیک به صفر در بینهایت قطعا رخ خواهد داد » با این توصیف  تمام رخداد هایی که تمام هستی را  ایجاد کرده در دل یک بی نهایت بارها و بارها تولید می شود  . هیچ ضمانتی نیست که شما در هر لحظه ادامه ی مرگ خود نباشید . مفهوم این محقق شدن جاودانگی نیست مفهومش در جاودانگی ساکن بودن است  . ما هر لحطه در این بی نهایت باز تولید می شویم .

 

توضیح اختصاری ( ابر مرد )

 

 در فلسفه نیچه مفهوم «ابر مرد» در خلا اعلام مرگ خدا ( در کتاب چنین گفت زرتشت ) شکل می گیرد . ابرمرد مفهومی اساطیری و در محاق جهانی سرمدی نیست بلکه محصول مواجهه ی بی واسطه و آشکار  با واقعیت زندگی است ( به تعبیر نیچه مواجهه با واقعیت وحشتناک زیستن ) . ابر مرد مفهومی انسانی و تجسد یافته از کیفیتی متافیزیکی است که بر خلاف ( نگرشی دینی ) در انسان استحاله می شود ( نه در مفهوم خدا ) . ابر مرد مجموع صفات خدای مسیحیت است که از گسل نهیلیسم در مغاک مسیحت تراوش میکند .

 

نیچه : مرد ها حمال تفکر هستند و زنها مصرف کننده تفکر.

                              

لوسالومه : فردی این دیگه ناشی از بد بینی تو به زن ها نیست این اساسا بدبینی تو نسبت به خود " فکره" . می شه بپرسم اگر مردها حمال تفکر هستن و زنها مصرف کننده اون پس تولید کننده فکر کیه یا چیه ؟

 

نیچه : فکر با انسان میاد مثل شاخ که با گاو میاد انسانها فقط تعقیب کننده فکر هستن و بنا به ضرورت اون رو برجسته می کنن.

 

لوسالومه : پس منظورت اینه که فکر یک امر ضروری و اجتناب ناپذیره در عین حال این ضرورت لزوما سرخوشی به بار نمی اره ؟. پس تو به ضرورت در مورد زن ها این طور فکر میکنی ؟

 

نیچه : نه . زنها این ضرورت رو در من برای انتخاب این بخش از تفکر انتخاب کردن .

 

لوسالومه : اوووو پس در جغرافیای بکر تفکر تو ممکنه مرغزار های دل انگیزی هم برای زن ها وجود داشته باشه که قاعدتا هنوز زنی پیشنهاد کشف اون رو به تو نداده .آه فردی اسم این رو چه میشه گذاشت ، تفکر گزینشی یا تفکر سفارشی ؟

 

نیچه : هیچکدام . این یعنی تبلور خود خواسته ی تفکر این یعنی تمام پدیده ها رو در محلول محرک تفکر رمز گشایی کردن.

 

لوسالومه : رمز زن ها با تفکر باز نمی شه فقط کمی توجه حتی به ناشیانه ترین شکل فردی.

 

نیچه : نه من درگیر همچین معامله ی سخیفی نمی شم .

 

لوسالومه : فردی می دونی فرق تو و پاول چیه ؟

 

نیچه :؟

 

لوسالومه : تو چیزی رو می بینی که دیگران نمی تونن و نمی خوان ببینن و پاول چیزی رو می بینه که دیگران میخوان و نمی تونن ببینن این از تو یک نابغه می سازه و از پاول یک مرد جذاب.

 

نیچه : نبوغ در برابر جاذبه کرنش نمی کنه . نبوغ منافذ بی شماری از قدرت رو در خود تعبیه کرده که جذابیت تنها خروجی یکی از اونها محسوب میشه .

 

لوسالومه : برای یک زن تماشای جاذبه بالقوه ی یک مرد لذت بخش نیست حتی ازار دهنده است تو باید زن رو مخاطب این جاذبه قرار بدی .

 

نیچه : این حرفها بوی تصاحب میده نه طعم کشش . زن ها معاهده قدرت با مرد رو فسخ می کنن تنها به این امید که از مرد یک شکارچی گرسنه بسازن نه یک صیاد قدرتمند . زنها اصرار دارند مخاطب حرص مردانه باشن نه قدرت مردانه

 

لوسالومه : فردی من به عنوان یک مصرف کننده ی "فکر" بخش اعظمی از رومرگی هام رو به تو فکر میکنم مشخصا به تو به "فردریش ویلهلم نیچه " ، به مردی که همسو گری با افکارش چیزی به جذابیت اش اضافه نمی کنه .

 

نیچه : لوی عزیز من باید استراحت کنم .

 

لوسالومه : و من میتونم تماشات کنم ؟

 

نیچه : به عنوان یک دستاورد زنانه نه .

 

لوسالومه : به عنوان یک غنیمت مردانه چطور ؟

 

نیچه : نه . هر دو به یک میزان مانور قدرت می دن

 

لوسالومه : فردی من باید برم یعنی بهتره برم.

 

نیچه : لطفا بمون و خواب من رو برای من تماشا کن


رضا افشاری
رضا افشاری
رضا افشاری متولد هفده مرداد سال یکهزار و سیصد و پنجاه و هشت در تهران است وی دانش آموخته ادبیات نمایشی از دانشگاه هنر و معماری است و در حوزه های : شعر ، ادبیات داستانی /ادبیات دراماتیک فعالیت می کند.

برچسب ها :

نیچه، فردریش، چنین گفت زرتشت، لوسالومه، فلسفه، قدرت


شاید به موارد زیر نیز علاقه مند باشید :)


خاستگاه آگاهی در فروپاشی ذهن دو جایگاهی

98/05/11

خاستگاه آگاهی در فروپاشی ذهن دو جایگاهی
ادامه مطلب
طنز خنده متفکر

98/05/07

طنز خنده متفکر
ادامه مطلب

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده، شما اولین نفر باشید

نظر شما درباره این پست

 
   
 

تئاتر اجازه دارم جیغ بکشم جدیدترین پروژه گروه اسپرودیزاین از 6 فروردین 1398 به روی صحنه خواهد رفت

تهران بهار شمالی,
تقاطع ایثار و جوادنیا پلاک 40