برداشت آزاد

برداشت آزاد

برداشت آزاد قسمتی است متفاوت در مجله هنری اسپرودیزاین که همه اقشار می توانند، آثار خود شامل اشعار، دلنوشته ها و یا داستان های کوتاه خود را به صورت آزادانه در آن انتشار دهند. جهت همکاری با ما در این بخش به لینک زیر مراجعه نمایید

ارسال آثار شما برای انتشار در سایت
رورشاخ:خواب به خواب رفتم برگشتم

رورشاخ:خواب به خواب رفتم برگشتم

برداشت آزاد - 1397/12/24

دیشب یه خوابی دیدم خواب دیدم خوابم میاد تو خواب هی خوابم میبرد هی از خواب میپریدم ولی از خواب نمیپریدم.
از خواب خسته بودم که خوابم برد میترسیدم بخوابم ؛فهمیده بودم که این یه خوابه چون اونجایی که خوابیده بودم نبودم ؛ وقتی خوابم برد خواب اونجایی رو دیدم که واقعا توش خوابیده بودم همین اتاق یکی دیگه که خودم بودم اون وسط خوابیده بودم تو دست راستم یه تفنگ بود تو دست چپم یه کاغذ ؛ میدونستم خوابه هم اولی رو هم دومی رو. اولی رو به خاطر این که گفتم اینجایی نبودم که توش خوابیده بودم دومی رو به خاطر این که خودم اون وسط خوابیده بودم. اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که خودمو از خواب بیدار کنم بعد با خودم گفتم اگه خودمو از خواب بیدار کنم که همه خوابا تموم میشن. اصلا از کجا معلوم وقتی خودمو بیدار کردم دوباره من باشم اگه من بودم بعد منم روبه روم باشه یهو نترسم به خودم شلیک کنم تفنگی که تو دستم بود گذاشتمش زمین که مبادا خودمو بکشم . عجیب بود چون ترسیدم از خودم بترسم خودمو بکشم تفنگو که گذاشتم زمین فکر کردم راه درست اینه که منتظر بشیتم بیدار شم اگه خودم نبودم ازش بپرسم کیه؟ اینجا چیکار میکنه؟ از خودش چی میخواد؟
به این چیزا فکر میکردم اصلا حواسم به کاغذه نبود یهو باد زد زیرش پنجره باز شد. کاغذه رو برش داشتم توش نوشته بود مسئول همه ی اینا خودتی .
سوال اول: اگه این کاغذه واسه منه چرا یادم نمیاد من مسئول چی ام؟
سوال دوم: اگه مال منیه که اونجا خوابیده چی؟ من باید بدونم.
سوال سوم: بیدارش کنم ازش بپرسم؟
سوال چهارم: چی اصلا؟ این کاغذه چی بود اصلا؟
دو تا زدم تو گوش خودم بیدار نشدم دیگه حوصلم سر رفته بود کاغذه هم اذیتم میکرد بگی نگی. یاد برگ رای میندازه آدمو . برگ بی صندوق که مجبورم به خودم رای بدم ولی با نارضایتی . به خودم که اون وسط خوابیده بودم نگاه کردم عجیب بود تصورم از خودم خیلی بهتر بود از دور جذاب بودا ولی از نیم رخ نه. شایدم چون تفنگ دستم بود جذاب بودم . همینجا داشتم تبدیل میشدم به کابوس. کابوس خودم. نمیتونستم از خواب بیدار شم اونم که خودم بودم این وسط بعد از چند وقت خوابیده بودم. گناه  داشتم. نمیتونستم بیدارش کنم. بعد گفتم بسه دیگه تا کابوس تر نشده بیدارش کنم. باز گفتم خستم بذار بخوابم یکم صبر کردم تا کی مهم نیست.ساعتی که تو اتاق بود از کار افتاده بود. شمردم تا ده. انگشتام یازده تا بودن با اینکه ده تا بودن؛ انگشتای خودمی که اون وسط خوابیده بودم نه تا بود. میانگین میشد ده تا پس یه جورایی واقعیه. شایدم جمع و تفریق توجیه منه واسه واقعی کردنش. از هیچی اونقدی نمیترسیدم که از خواب بپرونتم. نه منو نه منی که اون وسط خوابیده بودم.
بهش گفتم پاشو. انگار نه انگار. رو به جنازه: بهت میگم پاشو ، فکردم نکنه خودمو به خواب زدم آخه آدمیو که خودشو به خواب زده نمیشه از خواب بیدار کرد. برش گردوندم
خیلی ترسیدم ولی هنوز خواب بودم. یک سوراخ تو مغزمه و هیچی یادم نمیاد . صدای رعد و برقم بیدارم نمیکرد. این که این وسط خوابیده منم. مردم.مغزم سوراخ شده. مردم. پس من چی ام این وسط؟ چشمم خورد به تفنگ. اولین چیزی که به مغزم رسید این بود که نکنه خودمو کشته باشم. وقتی بیدار شدم تفنگ دستم بود. من حق داشتم بدونم چرا یه گوله وسط مغزمه یا نه؟
هنوز خواب بودم مطمئن نبودم زیاد که خوابه. تمومی نداره. دستمو گذاشتم رو نبضم، میزد. مثل نبض منی که اون وسط خوابیده بودم با این تفاوت که اون مرده بود.مغزش سوراخ بود. دنبال یه چیزی که نمیدونم چیه گشتم تا منو خلاص کنه از خوابم یا حداقل به من بگه این چه خوابیه. داد زدم هیشکی جواب نداد . تعبیرش چیه؟   تو خواب دنبال کتاب تعبیر خواب گشتم انگاری که میدونستم پیدا میشه. پیداش کردم، بازش کردم، لای کتاب یه عکس بود.یه چیزی شبیه کله ی آدم، شبیه آینه محدب، بزرگ. انگاری که تو نور باشه. ورق زدم همه کتاب سفید بود، هیچی تو کتاب نبود. مطمئن نبودم عکسه ربطی به این خواب  داره اخه ربط عکس به این خواب مث ربط اسلحه با تروره وترور با این خواب،  رابطش مستقیمه ولی نه زیاد. این چند تاجمله آخر خاطره بود نه خواب. خاطراتی که خواب شده بود. مجبورم کردن این خوابو ببینم. نباید خودمو میباختم. تنها راهم  خوابیدن بود ولی خوابم نمیومد. به این فکر کردم که خوابم میاد. بخواب ولی تاثیری نداشت.چون خواب نبودم



برچسب ها :

خواب، رورشاخ، نمایش، داستان کوتاه


شاید به موارد زیر نیز علاقه مند باشید :)


سبیل نیچه پشت لب یک گربه

97/12/20

سبیل نیچه پشت لب یک گربه
ادامه مطلب

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده، شما اولین نفر باشید

نظر شما درباره این پست

 
   
 

تئاتر اجازه دارم جیغ بکشم جدیدترین پروژه گروه اسپرودیزاین از 6 فروردین 1398 به روی صحنه خواهد رفت

تهران بهار شمالی,
تقاطع ایثار و جوادنیا پلاک 40