معرفی کتاب

معرفی کتاب

یکی از اتفاقات مهم در این وب سایت معرفی کتاب های مرجع هنر و شرح تفصیلی به همراه نمایش نظرات کاربران است - در این قسمت سعی شده است که از بهترین و پر خواست ترین کتاب ها در زمینه های مختلف هنری استفاده گردد

تعبیر خواب

تعبیر خواب

معرفی کتاب - 1398/05/23

فشرده دریافت فروید در کتاب تعبیر خواب اینه که . خواب بستر تمنا و مطالبات عقیم مانده ما در زندگیِ و البته این زندگی مشخصا عطف به کودکی های ما داره .  رخداد های  دپو شده در انبان ناخوداگاه در قالب استعاره های امروزی نمودار می شه . یعنی طلب و تمنایی در کودکی در استعاره امروزین و البته در  منطق جانشینی و همنشینی ( حذف و ترکیب ) جانمایه خوابهای ما رو تشکیل میده . در منظر فروید هر خوابی باید در توجیه این روند قرار بگیره تا پاسخی در خور دریافت کنه .
    
فارغ از این نظرگاه میشه با خواب به عنوان یک متن محرک برخورد کرد و بی قید از هر تعبیری وجه کنش گر و مبهم اون رو به عنوان یک رویارویی ِ منحصر به فرد تلقی کرد . واکاوی خواب به عنوان یک امر تجربی تفاوتی بنیانی با واکاوی خواب به عنوان یک متن  داره برخوردی که من با خوابهام دارم  عمدتا از نوع دوم بوده . این فقط مقدمه ای بود که خوابم رو تعریف کنم ٔ البته نه همه خوابم رو فقط بخش میانی رو یعنی حلقه اتصال بین دو قسمت دیگه رو .حالا چرا بخش میانی ،چون حس میکنم مثل منطق یک درام کلاسیک این بخش نقطه جوش داستانه که در یک نوار سینوسی به اوج برآمدگی خود رسیده .
 
 خواب دیدم در یک جمع آشنا هستم جمعی که در یک رابطه کرخت و کسالت بار قرار داره در عین حال همه منکر این موضوع بودیم و دست به یک نمایش مذبوحانه برای جلب نظر هم داشتیم . این نمایش ادامه داشت تا اینکه یک غریبه با یک تکه چوب ( شبیه تک چوب های دو امدادی ) وارد شد حضور نابهنگامش نه تنها سوال برانگیز نبود بلکه یک ناجی طلب نکرده محسوب می شد که می تونست نمایش طاقت فرسای ما رو برای لختی هم که شده معطوف به خود کنه . حالا غریبه در هیئت یک ساحر ادعا می کرد  در  زمانی به موازات ما ولی از بعد دیگه ای اومده .  رو به من کرد و  گفت هر کس که این وسیله رو (چوب ) به دست بگیره در مداری از جریان الکتریسیته قرار می گیره بعد شوک های متوالی بهش وارد می شه ( توالی هارمونیکال)  سپس به ساحت یک لذت ویرانگر وارد می شه ،فرار  از این لذت مثل یک لاتاری می مونه و هیچ تضمینی  براش نیست ،ولی این قول رو به شما می دم که تجربه این لذت ارزش همچین معامله ای رو داره . بی درنگ دست چپم  رو بالا گرفتم چوب رو در دست راستم گذاشت فرصت هیچ  سوالی رو نداد به محض اینکه چوب رو در حلقه تنگ مشتم گرفتم شوک ها شروع شد . احساس کردم چشم راستم تبدیل به یک گوی اتشین شد و از کاسه چشمم شلیک شد و ردی سرخ تا قعر اسمون به جا گذاشت  نیروی لذت بخش از این رد اتشین وارد  حفره خالی چشمم شد و همه وجودم رو به قلیان انداخت . تعریف حس و حالم از این لحظه فقط به سمت تخریب کیفی ِ ماجرا پیش می ره به همین جهت این سکانس پلان طولانی رو سانسور می کنم و می رسم به لحظه خروجم از این سونامی لذت . خروج فقط یک معنی داشت ، رویارویی با  این همه لذت غنی شده در توان من نبود دوباره وارد شدن به این ساحت یعنی تجدید قوا برای تزریق دوباره لذت . وقتی لذت به تعرض مبدل می شه باید در پی نسبتی بیرونی بود وگرنه این لذت مثل یک درد خودش رو به عنوان کیفیتی وجودی به تو تحمیل میکنه و اون وقت از دستش خلاصی نداری مثل خلاص شدن از چرخه خون ات مگر اینکه با از بین بردن خودت بخشی از خودت رو هم از بین ببری . یعنی تعرض جزء به کل.  اینجاست که توان سنجش اندازه ها رو از دست می دی . نمی تونی بگی که توداری لذت می بری یا لذت داره تو رو به مصرف خودش می رسونه ،همین رابطه مبهم باعث میشه به موجودیت قاطع و جامد خودت شک کنی .نمی دونی اونی که در این رویارویی خارج میشه تو هستی یا تو هستی ! به هر حال من از اون وضعیت خارج شدم . مثل تفی که از مدار لب ها بیرون می افته .  ساحر به من گفت شانس اوردی. گفتم چرا ؟گفت کافی بود چوب رو با دست چپت بگیری . این رو گفت و بساطش رو جمع کرد . نمیدونم اطرافیانم در این مدت شاهد چه نمایشی بودن که هیچ رغبتی به اون تکه چوب نشون نمی دادن و البته ساحر هم میلی به ادامه این نمایش نداشت انگار که تنها برای بازی با من اومده بود .



برچسب ها :

کتاب،هنر،زیگمون فروید،تعبیر خواب


شاید به موارد زیر نیز علاقه مند باشید :)


ژن های خودخواه

98/05/22

ژن های خودخواه
ادامه مطلب
کتاب آموزش طراحی نوشته برندا هادینات

98/01/10

کتاب آموزش طراحی نوشته برندا هادینات
ادامه مطلب

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده، شما اولین نفر باشید

نظر شما درباره این پست

 
   
 

تئاتر اجازه دارم جیغ بکشم جدیدترین پروژه گروه اسپرودیزاین از 6 فروردین 1398 به روی صحنه خواهد رفت

تهران بهار شمالی,
تقاطع ایثار و جوادنیا پلاک 40