هنر قرن نوزدهم میلادی

هنر قرن نوزدهم میلادی

هنر قرن نوزدهم مبتنی بر گسست کامل از سنت است ، تاثیرات انقلاب فرانسه و حضور سبک های جدید در همه ابعاد هنری مانند امپرسیونیسم

پل سزان از سرآمدان هنر مدرن

پل سزان از سرآمدان هنر مدرن

هنر قرن نوزدهم میلادی - 1398/01/03

پل سزان (1839 - 1906) از سرآمدان سبک امپرسیونیست بود، وی هفت سال جوان تر از مانه و دو سال بزرگتر از رنوار بود.

وی در هیاهوی منتقدان از سبک امپرسیونیست و رفت و آمدهای خود در نمایشگاههای این سبک، تصمیم به بازگشت به زادگاه خویش، شهر اکس آن پروانس در فرانسه گرفت و به دور از هیاهو در یک انزوای خود خواسته، به مسایل هنری خویش بپردازد.

پل سزان از نظر شخصیتی فردی کم حرف و آرام بود و به همین دلیل در مجامع هنری کمتر حضور می یافت. وی دغدغه ای برای یافتن مشتری برای آثارش نداشت بنابراین در تنهایی خود توانست هنری ناب را ارائه دهد و تاثیرگذار بر هنرمندان بعد از خود چون پیکاسو و ماتیس باشد.

اما هنر جاودانه همواره خود را بدون اینکه صاحب اثر بخواهد به دیگران ارائه می دهد، اینچنین بود که شهرتش در میان عده ای کوچک از طرفدارانش بالا گرفت.

نقل قولی از او مشهور است که "قصد دارد کار پوسن از طبیعت را بازانگاری کند"، که منظور نمایش طرحی هماهنگ از طبیعت است که در آن هرشکل متناسب با شکل دیگری است و احساس می کنیم که هر چیزی در جای خود قرار دارد و هیچ چیز تصادفی و یا ابهام آمیز نیست.

مجموعه آثار وی قرین نوعی سکون و آرامش است. هنر مطلوب پل سزان هنری بود که بتواند از شکوه و وقار بهره ببرد.

پل سزان با دوستان امپرسیونیست خود هم داستان بود که این شیوه های هنر آکادمیک، همخوان با طبیعت واقعی نیستند. او یافته های نوینی را که زمینه رنگ و حجم نمایی به دست آمده بود، ارزشمند می دانست. او نیز می خواست به برداشت های مستقیم خود از طبیعت دل بسپارد، و از شکل و رنگ هایی که می دید نقاشی کند، نه از چیزهایی که می دانست یا درباره شان به طور نظری اطلاعاتی کسب کرده بود. ولی مسیری که هنر نقاشی در پیش گرفته بود وی را خرسند نمی کرد.

 امپرسیونیست ها در نقاشی از طبیعت به اوج استادی رسیده بودند ولی آیا این کافی بود؟

چگونه این دستاوردها می توانستند، بدون از بین رفت وضوح و نظم، حفظ شوند؟ به عبارت ساده تر نقاشی امپرسیونیست ها در جهت تابناکی ولی فقدان نظم سیر می کردند.

او حتی  هنگامی که درباره استفاده صحیح از رنگها به تامل پرداخت با مسئله مبرم تری روبرو شد. سزان همان اندازه به رنگ های قوی و شدید علاقه داشت که به طرحی واضح و روشن.

تابوهای امپرسیونیست ها روشن تر از تابلوهای پیشینیان بود، ولی سزان خواهان چیزی بیشتر بود.

پل سزان بی وقفه در حال آزمون و تجربه بود که به موفقیتی عجیب رسید: تعادل و تناسب به همراه کمپوزیسیون واضح و روشن با رعایت ژرفا و فاصله در حد کمال، که باعث شد تابلوهای وی شکل منسجمی از نظم و سکون را القا نماید.

هر چند که آثار وی در ابتدا به دلیل استفاده از درخشش در رنگ ها به شکل مذبوحانه ای به باد تمسخر گرفته شد. ولی وی اعتقاد راسخی به رابطه رنگ با حجم نمایی داشت و کار خود را با قدرت به پیش می برد.

سزان در پی ایجاد توهم نبود، او می خواست احساس حجم و عمق را بدون استفاده از اسلوب طراحی سنتی القا کند. به همین دلیل او را سنت شکنی بزرگ، در آغاز هنرهای مدرن می دانند.

چرخه زندگی پل سزان بسیار غریب و پیچیده است، این که او چطور به استادی تمام عیار در شیوه نقاشی خود بدل شد و سبک پست امپرسیونیسم وامدار نگاه های او به طبیعت است،و همه آنچه وی انجام داده  مسلما در مقاله ما نمی گنجد.

 

از آثار مهم وی می توان از "ورق بازان به سال 1892"، "زیست خاموش به سال 1895"، " جاده‌ای روبروی کوه سن ویکتوار به سال 1902" و تن شویان بزرگ را که یکی از بزرگترین نمادهای هنر مدرن است، یاد کرد.

منبع : کتاب تاریخ هنر اثر ارنست گامبریج

قسمتی از آثار پل سزان را در زیر می بینید.



برچسب ها :

پل سزان، امپرسیونیست، امپرسیون، پسا امپرسیونیسم، پیکاسو، ماتیس


شاید به موارد زیر نیز علاقه مند باشید :)


هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده، شما اولین نفر باشید

نظر شما درباره این پست

 
   
 

تئاتر اجازه دارم جیغ بکشم جدیدترین پروژه گروه اسپرودیزاین از 6 فروردین 1398 به روی صحنه خواهد رفت

تهران بهار شمالی,
تقاطع ایثار و جوادنیا پلاک 40